آرشیو ماهانه: آگوست 2016

نی هفت بند و شیو های نوازندگی آن

در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و… تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند.
دلیل این موضوع را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد. اول از جهت نوازندگان این ساز که توانستند خصوصیات و ویژگیهای نی را به نحو کامل و مطلوبی عرصه کنند و قابلیت آن را نشان دهند. به عبارت دیگر افرادی که به نوازندگی نی روی آوردند با ممارست بسیار تکنیکها و حالاتی که معمولا در موسیقی ایرانی اجرا میشود را به نی منتقل کردند.


دوم از جهت خود ساز که به دلیل فرم صدادهی و نیز در عین سادگی، کاملتر بودن آن نسبت به دیگر سازهای بادی ایران، توانست تمام آهنگها و نغمه های موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی را به خوبی اجرا کند واینکه صدایی که از نی خارج میشود از لحاظ رنگ صدایی به خوبی با دیگر سازهای کلاسیک ایرانی ترکیب شد.


از قدیم نی را طبق الگوهای مختلفی می ساخته اند؛ یعنی از لحاظ طول، تعداد سوراخ و تعداد بندها، انواع گوناگونی، نی وجود دارد. به عبارت دیگر نی گاهی بلند یا کوتاه ساخته میشود و نیز برخی از انواع نی دارای ۶ یا ۷ سوراخ و گاهی داری ۹ سوراخ میباشد. از میان انواع نی، نی هفت بند، امروزه پرکاربردترین ساز بادی در ایران میباشد. نی هفت بند دارای ۶ گره، ۶ سوراخ و ۷ بند میباشد، که ۵ سوراخ آن در جلوی ساز و یکی نیز در پشت ساز قرار دارد.توضیح آنکه سوراخ ششم به این علت در پشت نی قرار دارد که بتوان با انگشت شست آن را به راحتی مهار کرد. از لحاظ اندازه هم این ساز به صورتهای مختلفی، طبق الگوهایی که به مرور زمان به وسیله نوازندگان کشف شده، ساخته می شود .


تعداد این الگوها ۱۳ عدد میباشد که از الگوی DOکوک یعنی بلندترین نی شروع و به صورت فواصل کروماتیک تا اکتاو بعد یعنی نی DOکوک کوچک که کوتاه ترین نی است،ساخته میشود.البته این بدان معنا نیست که نی هایی بلندتر یا کوتاهتر از فواصل فوق نتوان ساخت.


تنوع طولی نی به دلیل عدم امکان کوک کردن است؛ به همین جهت نی را در اندازه های مختلفی می سازند که این خلا برطرف شود. در واقع کوتاهی و بلندی نی مانند شل کردن و سفت کردن سیم سازهای زهی و مضرابی است، یعنی هر چقدر نی بلندتر باشد، صدای بم تری تولید و هر چه کوتاهتر شود صدای زیرتری تولید می کند.


تولید صدا از نی به دو گونه متفاوت است. حالت اول به اصطلاح فرم ” لبی” نام دارد که نوازنده در این روش نی را به صورت مایل روی لبهای خود قرار داده و با ایجاد یک باریکه هوایی بوسیله روزنه بین دو لب و برخورد این باریکه به تیغه سر نی، صدا تولید میکند. پهنای تیغه سرنی در این حالت هر چقدر دارای ضخامت کمتری باشد، صدای تولید شده از نی، شفافتر خواهد بود.


این شیوه نوازندگی بیشتر در ایلات و عشایر و بین چوپانان و به اصطلاح محلی ها رواج دارد. معمولا صدایی که بدین صورت توسط این قشر نوازندگان از نی تولید میشود، صدایی است نسبتا بلندتر از حالت طبیعی و همراه با ناخالصی. در موسیقی ردیف دستگاهی و کلاسیک ما نیز در ارکسترهای ایرانی این روش صدادهی، چندان معمول نبوده و نمیباشد.


حالت دوم به اصطلاح فرم “دندانی” نام دارد که همان تیغه سر نی در این روش به جای قرار گرفتن در روی لب، بین دو دندان پیشین نوازنده قرار میگیرد. باریکه هوایی را در این حالت به جای روزنه بین دولب،فاصله بین سقف دهان و زبان تولید میکند. این روش نسبت به روش اول از قدمت کمتری برخوردار است و احتمالا در اصفهان، نی نوازی به صورت دندانی ابداع و ترویج شده. زیرا تا آنجا که تاریخ نشان میدهد، اولین نوازنده های نی به سبک دندانی در اصفهان بوده اند مثل سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، نایب اسدالله اصفهانی، و استاد حسن کسائی که این نوع نوازندگی را به اوج تکامل خود (تا به امروز) رسانده اند.


نوازندگی با هر یک از این دو شیوه نسبت به یکدیگر معایب و محاسن خاص خود را دارد. هر چند شیوه دندانی روش متداول در بین نوازندگان حرفه ای نی است. ولی این موضوع را نباید دلیل بر نفی محاسن شیوه لبی در نوازندگی دانست.

0

تاریخچه ساز کهن ایرانی عود

● عود در تمدن قدیم
در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت موسیقی شناخته شده نبوده است. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد بر می گردد. سازی که توسط شاه شجاع استفاده می شد سازی جدید بود که “گودی” نامیده می شد، نامی که احتمالاٌ از زبان عربی استخراج شده است . مردمی که در آن دوره زندگی می کردند معتقد بودند که این ساز توسط قبایل کوچ نشین اختراع شده است زیرا سبک بوده و به راحتی حمل می شده است. به عقیده “اسطودور”این ساز باید از قفقاز آورده شده باشد. بالعکس “اسومیر”بر اساس عکسی از یک زن که در حال نواختن عود بود این نظریه را مطرح کرد که این ساز توسط نواحی غربی ساخته شده است. ولی در بین تمامی مجسمه های موجود مربوط به عصر برنز در سوریه، هیچکدام شخصی را که موسیقیدان باشد نشان نمی دهد.


به هر صورت امروزه توجه به دوره اسلامی معطوف می باشد، بر طبق یافته های “انیس اسپایک” که در سال ۱۹۷۲ مطرح گردید، طرحهایی که عود را نشان می دهند به طور معمول در روی ظرفهای گلی یافت شده در حفاری های شوش موجود می باشد. نوعی از عود با بدنه ای بیضی شکل موجود می باشد که به نظر می رسد توسط یک فرد خاص مانند یک ساحر نواخته می شده است. ساختار این عود توسط “ایخمان” در سال ۱۹۸۸ به دست آمد. این نوع عود در کناره هایش سوراخ نداشته است و کاسه آن بیضی شکل بوده است.


نوعی عود با کاسه ای گرد در لرستان وجود دارد که از برنز ساخته شده است. این نوع عود را می توان در یک نمایش عروسکی مربوط به دوره پارتیان نیز دید. برطبق فرهنگ مسوپوتامیا، مشابه عود را می توان در مصر دید. این ساز از زمان امپراطوری جدید دیده شده است. همینطور ظرفی نقره ای با زمینه ای مشابه در مازندران کشف شده است که از سال ۱۹۵۳ میلادی در موزه انگلیس بوده است. دالتون در کتاب “گنجینه اکسوس” و فارمر نیز در کتاب خود در مورد آن صحبت کرده اند. این ظرف تاریخی به بعد از دوره ساسانیان تعلق دارد. در زمینه پشت این ظرف یک فضای باز دیده می شود که نزدیک یک دریاچه و یک باغ است.

ارباب و نوکرهایش به پشتی هایی تکیه داده اند و دو نوازنده در کنار دریاچه نشسته اند. یکی از آنها در حال نواختن یک عود بزرگ می باشد. متاسفانه جزئیات این عکس واضح نمی باشد. این نوازنده عود را به گونه ای گرفته است که دسته رو به پایین است. این شیوه گرفتن عود از زمان سیلوسیدها رایج بوده است.


▪ عود در دوره ساسانیان (ایران : قرن پنجم تا ششم هجری)
عکسهای موجود در روی ظرفهای فلزی یافت شده از این دوره و همچنین شعرهای شاعران ایرانی بیانگر آن است که عود در آن زمان ساز رایجی بوده است و مشهورترین نوازنده آن نیز باربد بوده است. داستانهای زیادی درباره هنرمندی او وجود دارد. گروهی فکر می کنند که واژه “بربت” (نام فارسی عود) از نام باربد گرفته شده است. ولی عده دیگری گمان می کنند که لغت “بربت” به معنای گردن مرغابی می باشد. نظر آنها این است که اگر ما این ساز را در حالتی قرار دهیم که پشت آن قابل دیدن باشد، می توانیم تشابهی بین این ساز و گردن مرغابی را مشاهده کنیم. در داستانهای باستانی ایران، درباره خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، می خوانیم که اسبی به نام شبدیز داشت که او را بسیار دوست داشت. وقتی شبدیز مرد هیچکس جرات نداشت که به او بگوید که اسبش مرده است. بنا بر این باربد با کمک ساز خود و نواختن نغمه ای موضوع را به او فهمانید، خسرو پرویز فریادی کشید و گفت “اسب من مرده است.”


▪ عود در دوره فرعونی مصر (از سال ۲۰۰ تا سال ۱۶۰۰ هجری)
بعد از مطالعات زیاد درباره نقاشی های به جای مانده بر روی اهرام مصر، می توانیم به این نکته پی ببریم که مصریان دو نوع عود داشته اند:


۱) عود با دسته ای کوتاه:
این نوع عود شبیه عودی است که در عصر حاضر در مصر نواخته می شود. این عود از کاسه ای بیضی شکل ساخته می شده است و یک سیم نازک و دسته ای کوتاه داشته است و توسط یک مضراب چوبی نواخته می شده است.


۲) عود با دسته ای بلند:
این عود شبیه یک “دیوم” یا “سه تار” بوده است. کاسه ای بیضی شکل داشته است و ضمناً پرده نیز داشته است و آن را مانند “ربک مصری” یا “تار ترکی” روی سینه یا سر قرار می دادند و می نواختند.
می توانیم بگوییم که وجود عود و وجود تمدن موسیقی مصر تقریباً همزمان بوده اند. عود رایج ترین سازی بوده است که در مهمانی ها و نیز مراسم مذهبی نواخته می شده است. از این ساز برای آوازهای مذهبی نیز استفاده می شده است. “هیرودوس” تاریخ نویس یونانی، به نوازندگان مصری اشاره میکند که روی عرشه یک کشتی می نشستند و در طول مسیر رودخانه نیل ساز می زدند.


▪ عود در یونان (قرن پنجم پیش از میلاد)
بیشتر محققان موسیقی ایرانی و عرب گمان می کنند که عود از یونان وارد کشورهای آنان شده است. این محققان گمان می کنند که فیثاغورس بعد از اینکه هارمونی بین اصوات موسیقی را به دست آورد، عود را ساخته است.


اما بعضی محققان گمان می کنند که عود توسط افلاطون اختراع شده باشد. اگر این فرضیه صحیح باشد، عود یونانی نیز همانند دیگر اثرات تمدن یونان به شرق منتقل شده است. البته این انتقال عود بعد از حمله “اسکندر” و اشغال ایران و هند و همچنین حمله به چند قسمت آسیا، اروپا و افریقا صورت گرفته است. ولی اعتبار این فرضیه باید بررسی شود.


تا جاییکه می دانیم بعد از اشغال این مناطق یونان تحت تأثیر فرهنگ شرق قرار گرفته است. پس عکس این فرضیه نیز می تواند صحیح باشد. چرا که عود پیش از این تاریخ هم در مصر وجود داشته است. عود در یونان باربیتوس یا باربیتون نامیده می شد. نوع استفاده از این ساز در مراسم مذهبی و غیرمذهبی مانند دیگر تمدنها است.


ـ عود در بابل و آشور (از سال ۱۷۲۰ پیش از میلاد)
ـ عود آشوری: این عود وسعت صدایی وسیعی دارد و از نظر ظاهری شبیه عودهایی است که در نقاشی های مصر باستان دیده می شود. دسته بلندی دارد و به عنوان “دیوم” آشوری شناخته می شود. امروزه این عود در سوریه، یونان، اردن و ترکیه متداول می باشد.


ـ عود در بابل: بابل، سومر و مناطق اطراف آنها اولین کشورهایی بودند که انواع مختلف عود را اختراع کردند. آنها همچنین سازهایی اختراع کردند که تنها یک سیم داشت. آنها این ساز را با قرار دادن انگشت بر روی سیم و حرکت دادن بر روی آن می نواختند. این نوع نواختن ساز با انگشت صداهای مختلفی را به وجود می آورد.

▪ یهود
عبریان و یهودیان از نژاد “سام” بودند و در جنوب عربستان زندگی می کردند. زندگی آنها به صورت کوچ نشینی بود و شغل آنها گله داری بود. در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد اولین قوم از نژاد سام به شمال غربی “بحرالروم” آمدند، منطقه ای که بین مصر و دمشق بود. قبایلی که به این منطقه آمدند “کانا آنیت” نام داشتند. این قبایل نوع خاصی از نوشتن، صنعت و همچنین تجارت را دارا بودند. حضرت داوود یکی از پادشاهانی بود که قبایل عبرانی یا یهود را معرفی کرد. او خصوصیات خوب زیادی داشت که از آن جمله می توان به شجاعت و صدای خوب او برای آواز خواندن اشاره کرد.


در نهایت آشوریان بر دولت اسرائیل غلبه کردند و ۳۰۰۰۰ سرباز را دستگیر کردند. به جز ادبیات و موسیقی عبریان در دیگر هنرها چون حکاکی بر روی سنگ، نقاشی و مجسمه سازی استعدادی نداشتند. بعضی هنرها مثل مجسمه سازی و نقاشی در دین عبریان ممنوع بود و به همین دلیل، آنها تمام توجهشان را به موسیقی و ادبیات معطوف کرده بودند. مدارک تاریخی استعداد آنها را در این دو هنر نشان می دهد.


بعضی شعرهای قبایل عبری شعرهایی مخصوص مراسم تدفین بودند و بعضی از آنها مذهبی بودند و دیگر شعرهایشان درباره جنگهایشان بوده است. یهودیان بعضی شعرهای تدفین را در هنگام دستگیری می خواندند.

یکی از این شعرها به صورت زیر است:
ما در کنار رودخانه بابل نشسته ایم و عودهای ما به درختهای بید بسته شده اند. بابلیان از ما می خواهند که برای آنها آهنگی بخوانیم. ولی چگونه می توانیم آهنگهای مقدسمان را در کشورهای غریبه بخوانیم؟


سازهای موسیقی عبری از فلز و چوب ساخته شده بودند. آنها سازهایی چون فلوت، طبل، ترومپت، شیپور، سنج، عود و … داشتند. در وصیت نامه های قدیمی می توانیم دو نوع از ساز های آنها را ببینیم.


▪ منصور زلزال
او یکی از موسیقیدانان مشهور ایرانی در دوره عباسی بوده است. نام او به صورتهای “زلزال رازی” ، “زلزل” یا ” زیلزیل” تلفظ شده است. او در نواختن تنبک تخصص داشته است و به همین دلیل به عنوان نوازنده تنبک شناخته می شده است. زلزال مربی و همچنین دایی “اسحاق” پسر ابراهیم موصلی است. زلزال یکی از موسیقیدانان ارشد دوره “هارون الرشید” و “مهدی الهادی” نیز بوده است. در آن زمان متداول بود که هر موسیقیدان یا خواننده با دیگر موسیقیدانان هم پایه خود همکاری داشته باشد. زلزال با همسر خواهر خود، ابراهیم موصلی همکاری می کرد چرا که او هم پایه زلزال بود. منصور زلزال یک موسیقیدان متخصص در نواختن سازهای موسیقی بود. او آهنگ های جدیدی ساخت و بر روی آن شعر هایی گذاشت. او یک دستان سوم ساخت که به دستان ایرانی مشهور است. این دستان سوم در بین موسیقیدانان به عنوان دستان زلزال یا وسطای زلزال شناخته شده است. دکتر برکشلی در یک مقاله تحقیقاتی می نویسد که زلزال به تقسیم بندی فواصل به مجنب های صغیر و کبیر اعتقادی نداشت. او همچنین نوعی عود ساخت که چون شبیه “شبوط” (یک نوع ماهی) بود به نام عود شبوط شناخته می شد و به جای عود فارسی، لغت “عود شبوط” متداول شد.


برای توصیف مهارت زلزال در نواختن موسیقی، “جاحز” می نویسد که زلزال انگشتان ماهری برای نواختن موسیقی داشت، انگشتانی که توسط خدا خلق شده بودند! منصور زلزال فردی بخشنده نیز بوده است و بخش زیادی از پول خود را به مردم فقیر می داده است و بیشتر پول خود را برای اهداف خیریه صرف می کرده است. او همچنین چاهی در بغداد ساخته است که به نام او نامیده شده است.


این موسیقیدان به دستور هارون الرشید زندانی شد و بعد از ده سال در حالیکه به شدت ضعیف شده بود و موهای سرش سفید شده بود از زندان آزاد شد. پس از آزادی او دیگر یک فرد سالم نبود. دکتر “تقی بینش” مرگ او را حدود ۱۷۵ هجری و ۷۹۱ میلادی می داند.اما در کتاب تاریخ موسیقی ایران آقای حسن مشحون مرگ او را ۲۰۰ هجری دانسته است.


ابواسحاق ابراهیم بن ماهان مشهور به “ندیم” مشهورترین خواننده و موسیقیدان دوره عباسی بود. همچنین او یکی از بزرگترین خوانندگان عرب بود. پدر او “ماهان” از یک خانواده بزرگ ایرانی بود و در “اراجان” از توابع شیراز به دنیا آمده بود. ولی به خاطر ظلم و ستم امویان به کوفه مهاجرت کرد و پسرش، ابراهیم، در سال ۱۲۵ هجری در آنجا به دنیا آمد. مادر ابراهیم یک زن ایرانی بود. ابراهیم در کودکی پدرش را از دست داد و در کوفه نزد خانواده “تمیم” بزرگ شد. به همین دلیل او بزرگ خاندان تمیم نامیده شد. ابراهیم از کوفه به موصل مهاجرت کرد. او حدود یک سال آنجا بود. نواختن عود را در موصل آموخت و در همان زمان بود که او موصلی نامیده شد. او هنر را از مربیان موسیقی ایرانی آموخت.


او یکی از بهترین غزلسرایان بود و آهنگهای زیادی ساخت که با غزلهایش هماهنگی داشت. به عبارت دیگر او یک موسیقیدان، خواننده، شاعر و نوازنده بود. او یکی از موسسان موسیقی عربی است. او شعرهای فارسی و عربی را با هم مخلوط کرد و نوع جدیدی از موسیقی عربی را ساخت. او آهنگها و آوازهایی ساخت که به سرعت در زبان عربی متداول شد. او فرم ترانه های عربی را تغییر داد. بعد از مرگ ابراهیم، پسرش اسحاق راه پدرش را ادامه داد. شاگرد اسحاق، علی زریاب، روش استادش را در اندلس و مراکش منتشر کرد.


ابراهیم موصلی از بصره به بغداد مهاجرت کرد. مهاجرت او در زمان حکومت “مهدی” در دوره عباسی بود. “مهدی” او را به بغداد دعوت کرد ولی او حاکمیت را دوست نداشت. او شراب می خورد و عیاشی می کرد که طبق دستور خلیفه ممنوع بود. خلیفه او را زندانی کرد و در آنجا او خواندن و نوشتن را آموخت. در زمان خلافت هادی، موقعیت ابراهیم بهتر شد چرا که او دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه به او هدایای زیادی می فرستاد. در زمان هارون الرشید، موقعیت او باز هم بهتر شد و او به خواننده، شاعر و موسیقیدان دربار ارتقاء یافت. او همچنین دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت. او ثروت زیادی از هدایای دریافتی از خلیفه و یحیی برمکی و پسرانش جمع آوری کرد و سپس به دمشق سفر کرد.


او به همراه هارون الرشید به آنجا رفت ولی در آنجا بیمار شد و هارون او را به بغداد باز گرداند. او در سال ۱۸۸ هجری در بغداد از دنیا رفت. وقتی او بیمار بود هارون او را در خانه اش ملاقات کرد و بعد از مرگش از پسرش مأمون خواست که برای او نماز میت بخواند و او را دفن کند. هارون تمام القاب ابراهیم را به پسرش اسحاق اعطاء کرد. همچنین او مقداری پول به خانواده اش داد.


کتابهای زیادی از جمله “لیلهٔ و لیلهٔ” و ” الاقانی” درباره مهارت فوق العاده او در موسیقی نوشته شده است. ابراهیم موصلی در خانه خود یک مدرسه هنر تأًسیس کرده بود و در آنجا نواختن عود را به دختران می آموخت. خانواده های ثروتمند بغداد دختران خود را برای فراگیری نواختن عود پیش او می فرستادند. علاوه برآن او کنیزان زیادی خریداری کرده بود و هنرهای گوناگون را به آنها می آموخت. ابو محمد ابن النادیم اسحاق ابن ابراهیم موصلی یکی از مشهورترین دوستان هارون الرشید بود. بعد از هارون او از دوستان صمیمی امین، مأمون، معتصم، واثق و متوکل بود. او در سال ۱۵۵ هجری در ری متولد شد. مادرش ایرانی بود و شاهک نام داشت. او در دوره متوکل در سال ۲۳۵ هجری در بغداد مرد. از آنجا که پدرش با بنی تمیم نسبت داشت او نیز تمیمی شناخته می شد.


اسحاق به خوبی آموزش دیده بود. معلمهای او افرادی چون ملک بن اناس، سفیان بن اویاینه، ابو معاویه زریر، هشام بن بشیر و اسد بن ابراهیم بودند. او قرائت قران را از “کسایی” و “فرا” آموخت و ادبیات و شعر عرب را از معلمانی چون “اسمایی” و “ابوعبیده” آموخت. اما معلمان او برای موسیقی دایی اش “زلزال” و “عاتکه بنت شوهدا” و پدرش بودند.


از نظر “ابوالفرج اصفهانی” دانش او در علوم، ادبیات و شعر عمیق تر از آن بود که وصف شود. در نواختن موسیقی بسیار با استعداد بود. اگرچه مهارت او در خواندن در درجه پایین تری نسبت به دیگر اطلاعاتش بود ولی او بیشتر برای نواختن و خواندن شهرت داشت. به گونه ای که آوازهای او حتی از آوازهای مشهور عربی نیز محبوب تر بودند. اولین حامی او هارون الرشید و دولت او بود به خصوص “یحیی بن خالد برمکی” و پسرانش. آنها از او بسیار حمایت کردند و او از پدرش هم غنی تر شد. بعد از مرگ پدرش، اسحاق به عنوان بهترین موسیقیدان شهرت یافت و خلیفه و دولتمردان او را بسیار تحسین کردند. در عوض اسحاق در مدح آنان ترانه سرایی می کرد. شعرها و آوازهای او سبب بزرگی و اقتدار مراسم و جشنهای آنها بود.


خوانندگان زیادی بودند که در سطح اسحاق بودند ولی هیچ کدام از آنها نمی توانستند به خوبی او عود بنوازند. او خود را با “پهلبد مغانی” مقایسه می کرد و اعتقاد داشت که هنر را از او به ارث برده است. اگرچه او هیچ دانشی در مورد علم موسیقی و ترجمه کتب یونانی نداشت گردآوری های او در این زمینه ها به خوبی کارهای باستانی بود. او دانش بالایی درباره تمام جزئیات علم موسیقی داشت و چندین شیوه جدید تبیین کرد. ابوالفرج اصفهانی او را یک هنرمند رده بالا می داند و می گوید که او یکی از بهترین موسیقیدانانی است که تمام روشهای علم موسیقی را کامل کرده است. شاگردان مشهور او ابن خردازبه، عبیدالله بن احمد، زریاب، علی بن نافه، عمر بن سلیمان و پسرش حامد بن اسحاق هستند. حامد اولین کسی بود که زندگینامه اسحاق را نوشت.


▪ زریاب:
ابوالحسن علی بن نافع، مشهور به زریاب از بزرگترین موسیقیدانان ایرانی بود. او ملقب به زریاب بود و با عنوان بصری شناخته می شد. او هنر موسیقی را در بغداد از معلمش اسحاق موصلی آموخت. او در زمینه موسیقی بسیار پیشرفت کرد و بسیار مشهور شد به طوریکه توانست وارد دربار هارون الرشید شود. او دانش بالایی در بعضی زمینه ها چون علوم و ادبیات و به خصوص هنر موسیقی داشت. او یکی از رقیبان اسحاق موصلی بود. زریاب دانش بالایی درباره جغرافی، ستاره شناسی و ادبیات داشت. او به درجه استادی در نواختن عود و آهنگسازی دست یافته بود و ابداعاتی در زمینه های مذکور داشت. در نتیجه او جانشین اسحاق در دربار خلیفه شد. یکی از ابداعات او افزودن یک سیم دیگر به عود بود. عودهای آن زمان چهار سیم داشتند و زریاب آن را به عود هایی با پنج سیم تغییر داد. همچنین او در مضراب عود که از چوب بود تغییراتی ایجاد کرد و در عوض مضرابی از ناخن عقاب ساخت. چنین تغییری باعث بهتر شدن صدای ساز گردید. دومین، سومین و چهارمین سیم عود نیز با نظر او از روده بچه شیر ساخته می شد. او اعتقاد داشت چون روده شیر قوی تر از دیگر حیوانات است صدای بهتری می دهد.


وقتی برای اولین بار زریاب به دربار هارون الرشید رفت، عود خود را که کاملاً توسط خودش ساخته شده بود به همراه خود نزد هارون برد و خلیفه او و هنرش را بسیار تحسین نمود. قبل از زریاب، اسحاق بهترین موسیقیدان دربار بود. بنابراین او نسبت به زریاب احساس حسادت می کرد. اسحاق یک مرد ثروتمند بود و روی خلیفه تأثیر بسیاری داشت. او دوست نداشت که فراموش شود و دوست داشت که جایگاهی مشابه با قبل داشته باشد. بنابراین سعی کرد که زریاب را مجبور به ترک بغداد کند. زریاب نمی توانست در مقابل او مقاومت کند چون قدرت کافی نداشت. به همین دلیل او ترجیح داد که بغداد را ترک کند و به تونس برود که تحت حکومت مسلمانان بود. او مدتی را در قیروان (پایتخت تونس) زندگی کرد و بعدها به اسپانیا رفت. هشام حاکم مسلمان اسپانیا بسیار درباره زریاب و هنرش شنیده بود به همین دلیل از او دعوت کرد به “کردوا” مرکز حکومتش برود. او دستور داد که خانه ای برای او ساخته شود و سالانه نیز ۴۰۰۰۰ سکه طلا به او می داد. وقتی زریاب در “کردوا” بود هشام به او توجه زیادی می کرد و زریاب زمان کافی برای تصحیح قوانین آموزش موسیقی داشت.


او مدرسه موسیقی ایرانی را در اسپانیا تأسیس کرد. همانطور که روشهای ابراهیم و پسرش و خانواده موصلی در بغداد مشهور بود، روش زریاب در اسپانیا بسیار شهرت یافت و بعدها به کشورهای کرانه ای در افریقا و همچنین اروپا انتقال یافت. زریاب بعضی اصول اساسی آموزش موسیقی را به روی کاغذ آورد. بعد از زریاب بسیاری از هنرمندان روش آموزش او را به کار می بردند. زریاب آموزش شاگردانش را به سه مرحله تقسیم کرد:


در مرحله اول او به آنها ریتم آهنگها را می آموخت. سپس در مرحله دوم او سلفژ را یاد می داد و در سومین مرحله او به آنها خواندن آوازها را آموزش می داد.


در مرحله سوم، ابتدا هنرجویان یاد می گرفتند که چگونه آهنگ اصلی را بخوانند و سپس به آنها ملودی های جدیدی اضافه می کردند. بنابراین آنها به آرامی در این هنر پیشرفت می کردند.


گفته می شود زریاب در ابتدا استعداد دانش آموزان را می سنجید و سپس از آنها می خواست روی بالشی به نام “مصوری” بنشینند و تا آخرین حد صدایشان بخوانند. اگر صدای خواننده به اندازه کافی بلند نبود، زریاب از او می خواست که عمامه اش را دور کمرش ببندد. و اگر دانش آموزی
نمی توانست دهانش را به اندازه کافی باز کند، زریاب از او می خواست که چوب کوچکی را ۲۴ ساعت درون دهانش بگذارد تا فکش باز بماند.


سپس او از دانش آموز می خواست که بعضی لغات چون “یا هجام” ” یا اسحاق” و ” یا اه” را بلند تکرار کند. اگر بعد از همه این تمرین ها صدای دانش آموز بلند تر می شد و به اندازه کافی قوی می شد، زریاب او را به عنوان شاگرد خود می پذیرفت و به او هنر موسیقی را می آموخت. در غیر اینصورت او پذیرفته نمی شد.


این روشها هنوز در هنرستان های موسیقی در غرب متداول است بدین صورت که اگر دانش آموزی نتواند دهان خود را در زمان خواندن به اندازه کافی باز کند، از او درخواست می شود استخوانی در دهانش بگذارد. طول استخوان ۲ تا ۵/۲ سانتی متر است و شیارهایی دارد که به دانش آموز
کمک می کند تا آن را به صورت عمودی در دهانش بگذارد، به خاطر وجود این شیارها، دانش آموزان می توانند استخوان را تا انتهای آواز در دهانشان نگه دارند. این شیوه که توسط زریاب در اسپانیا اختراع شد امروزه در بیشتر موسسات موسیقی در غرب مورد استفاده قرار میگیرد.


● عود معاصر ایرانی
بعد از یک مطالعه طولانی درباره تاریخ عود، حال می دانیم که عود تغییرات زیادی را از گذشته تا حال داشته است.


عمده این تغییرات به شرح ذیل است:
تغییر در صدای آن، جنس سیمهای آن، شیوه نواختن آن و همچنین سایز و اندازه آن. به نظر می رسد که با گذشت زمان دسته عود کوتاه تر شده و کاسه آن نیز بزرگتر شده است.


البته هنوز عودهایی در بعضی مناطق یافت می شوند که دسته ای بلند و کاسه ای کوچک داشته باشند. به احتمال زیاد کاسه عود در جهت تولید صدایی بهتر در موسیقی عربی بزرگ شده است.


ابراهیم قنبری مهر، محقق و مبدع بزرگ در زمینه ساخت آلات موسیقی، پس از چندین سال تحقیق در مورد انواع عود و بربت در سال ۱۳۷۵ هجری شمسی دو نوع بربت ایرانی را ساخت:


الف) بربت ایرانی با صفحه ای چوبی


ب) بربت ایرانی ساخته شده از پوست حیوانات(با دو طرح)


▪ بربت ایرانی با صفحه ای چوبی:
این بربت پنج جفت سیم دارد و مانند دیگر عودها می باشد و هیچ تفاوتی در نواختن این بربت با دیگر عودها وجود ندارد. به همین دلیل یک نوازنده که با انواع دیگر عودها نواخته است می تواند با این بربت نیز به سادگی بنوازد. اگرچه برای کاسه کوچکتر و دسته بلندتر آن می توان مزایای زیر را نام برد:
طول دسته آن به اندازه یک نت نسبت به عود های رایج در خاور میانه بلندتر است. به عبارتی می توان گفت در روی سیم اول در قسمت پایینی دسته(جایی که دسته به کاسه متصل میشود) به جای نت “سل” نت “لا” را داریم. به علاوه قسمت جلویی دسته این ساز بلندتر است و تا قسمت مرکزی صفحه ادامه می یابد. این دو فاکتور به نوازنده کمک می کند که به راحتی در اکتاو های بالاتر بنوازد.


بدون هیچ تغییری در ابعاد کلی ساز، کاسه آن کوچکتر از انواع دیگر عود ساخته می شود و این موضوع سبب می شود تا هنگامی که نوازنده ساز را می نوازد احساس راحتی بیشتری داشته باشد. این تفاوت، احتمال به وجود آمدن درد در شانه نوازنده را کاهش می دهد.


سیمگیر و سرپنجه(و شکل اتصال آن به دسته) در این نوع بربت با طرحی جدید ساخته شده اند به همین خاطر علاوه بر اینکه زیبا تر به نظر می رسند از نظر اصول تکنیکی ساختن ساز نیز بهتر می باشند. در سیمگیر هر سیمی می تواند از طریق یک سوراخ از میان سیمگیر بگذرد و سپس در روی سیمگیر بسته شود.


در این بربت پل هایی که زیر صفحه ساز قرار می گیرد به گونه ای طراحی شده است که با وجود این که کاسه کوچکتر است، می تواند با دیگر عودها در زمینه صدا و طنین برابری کند.


پشت شیطانک، قرقره های کوچکی وجود دارد که کوک کردن را آسان تر می کند و دوام سیمها را بیشتر می کند.


نسبت بزرگی کاسه به بدن انسان متناسب تر از قبل است به گونه ای که وقتی که نوازنده آن را در بر می گیرد، زیبا تر جلوه میکند.


▪ بربت ساخته شده از پوست حیوان:
به جز یک مورد هیچ اختلاف خاصی بین این بربت و نوع چوبی آن وجود ندارد:
اختلاف این است که نیمی از صفحه آن از چوب ساخته شده و نیمه دیگر آن از پوست حیوانات. همچنین در این بربت سیمها به انتهای کاسه آن بسته می شود. این بربت که از پوست حیوانات ساخته می شود صدای بهتری می دهد و به صدای سازهای ایرانی نزدیکتر است. در گذشته انواع مختلفی از عود وجود داشته است که در صفحه آنها به جای استفاده از چوب از پوست حیوان استفاده می شده است. عودهای ساخته شده از پوست حیوانات نسبت به رطوبت مقاوم کمتری دارند اما صدای بهتری دارند.


● عود
بربط ظاهرا نام ایرانی همان سازیست که اعراب کاسه آنرا با چوب یعنی عود پوشانده اند . تاریخ موسیقی خاور زمین نوشته هنری جورج فارمر ترجمه بهزاد باشی . این ساز در اصل همان بربط ایرانی بوده از سازهای بسیار قدیمی است .فارابی برای اول دفعه به شرح آن پرداخته و چون آن را از سایر سازهای معمول زمان خود کاملتر دانسته آنرا مورد آزمایش قرار داده و سایرین هم از او پیروی کرده اند. به اصطلاح قدما عود دارای ۴ وتر بوده و بعد وتر پنجمی هم به آن اضافه شده است . در ابتدا وتر های عود فرد بوده ولی بعدها برای آنکه صدای آن قوی تر شود هر یک از اوتار را جفت بسته اند . وتر های این ساز به فاصله چهارم درست کوک می شده و اسامی اوتار از بم به زیر چنین بوده است : بم ، سه تا ( مثلث ) دو تا( مثنی ) ، زیر ، حاد . خالقی – نظری به موسیقی .


زدود دل گره بر عود میزد
که عودش بانگ بر داوود میزد
عود در اندازه های مختلف ساخته شده که اندازه معمول متداول همان عود های ساخت ایران است و به طور کلی بزرگ یا کوچک بودن ساز در نوازندگی، اشکال یا تسهیلاتی بوجود نمی آورد . عود های ساخت کشور های عربی دارای کاسه ای بزرگ و عود های ترکیه کوچک و عود های ایران در اندازه متوسط می باشد . با توجه به صدای گرم و جذاب ان به خوبی قابل استفاده در موسیقی سنتی ایران و بویژه برای تکنوازی آوازها و گوشه های اصیل ایرانی است . عود سازیست با صدای بم و دلنشین و به علت وسعت کم صدا که جمعا دو اکتاو است باید نوازنده دقت و سلیقه بیشتری از خود نشان دهد تا درب نواختن آن موفق گردد . منصور نریمان – شیوه بربط نوازی


مطرب مجلس بساز زمزمه عود
خادم ایوان بسوز مجمره عود

0

نی؛ قدیمی ترین ساز دنیا

این ساز یک ساز بین المللی است و خاص تنها کشور ایران نیست. نی در حقیقت یک ماده طبیعی است که انسان از آن به عنوان ساز استفاده کرده است. به روایتی این ساز قدیمی ترین ساز در دنیا است. نی به عنوان قدیمی ترین وسیله موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوش های بعمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات آمریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. در مصر پنج هزار سال قبل ازنی استفاده می شده است.به طور یقین در ایران هم وجود داشته است.در مینیاتورهایی که در موزه های جهان موجود است در کنار دف و سازهایی که آن زمان مورد استفاده قرار می گرفته است و به عنوان سازاصلی مطرح بوده است. تاریخ این مینیاتور ها به هزار سال قبل برمی گردد.

من در موزه ای در ایرلند مینیاتوری پیدا کرده ام مروبط به اوایل دوره صفویه وکار میرزا علی نقاش.یعنی در حدود ۴۰۰ سال قبل که با تکنیک امروز ایران می نوازد.اصولا زمانی که نی را با لب می زنند.سر نوازنده کج می شود و نی به طور مورب زیر لب ها قرار می گیرد.ولی با این تکنیک که ما در ایران استفاده می کنیم و من اسمش را گذاشته ام تکنیک اصفهان (دلیل آن هم این است که ما نوازندگانی را می شناسیم که در اصفهان از چند نسل قبل از همین تکنیک)استفاده می کردند.بعضی ها می گویند نایب اسدا… این تکنیک را ابداع کرده ولی مینیاتوری که من دیدم نشان می دهد که از ۴۰۰ سال پیش نی با این تکنیک نواخته می شده است.

در دوره صفویه هم این تکنیک متداول بوده است.به احتمال زیاد این تکنیک هم مانند خیلی مقوله های دیگر هنری که از بین می رود و دوباره برمی گردد و متداول می شود،در دوره ای این تکنیک به کار گرفته نمی شده و با لب می زدند. بعد نایب اسدا… دوباره به تکنیک قدیم برگشته و از دندان استفاده کرده است. ناگفته نماند که در ترکمنستان مردم ترکمن هم با دندان می نوازند.

من عکسی دارم که یک نوازنده و یک خواننده ترکمن را نشان می دهد، در این تصویر نوازنده نی تکنیکی بسیار نزدیک به تکنیک اصفهان دارد. و به نوعی برای صدا درآوردن از نی که از دندان های خود استفاده می کند ؛البته شیوه نوازندگی با دندان توسط ترکمن ها یک مقدار تفاوت دارد.

ترکمن ها به جای این که نی را بگذارند روی لب ها، می گذارند روی دندان هایشان و با زبانشان هوا را به سر نی هدایت می کنند. در تکنیک اصفهان نی میان دندان های فوقانی قرار می گیرد و صدای نی هم متفاوت است البته ترکمن ها موسیقی خودشان را می نوازند و طبیعتا صدای نی حالت فولکوریک دارد، مانند نی های محلی را که در ایران هم هست و صدای متفاوتی از تکنیک اصفهان دارد. مینیاتور نشان می دهد که نی رفته داخل دهان نوازنده و بین لبهایش هم باز است.یک تفاوتی میان با لب نواختن و با دندان نواختن وجود دارد.زمانی که با لب می نوازند لبها بسته هستند؛در صورتی که در تکنیک اصفهان فاصله ای بین دندان ها وهمینطور لب ها هست .

هواداخل دهان به وسیله زبان هدایت می شود و به سر نی برخورد می کند تا صدا تولید شود. در این تکنیک صدا پشت دندان های ردیف بالاو در داخل دهان تولید می شود؛به همین علت کیفیت صدا کاملا با زمانی که نی خارج از دهان باشد متفاوت است. در این مینیاتور سرنوازنده عمودی است و دهان نوازنده باز است ولی در همان ردیف مینیاتور ها گاهی نشان داده شده که گردن نوازنده کاملا کج است، اگر نی نوازهای ترک را دیده باشید در قونیه و بر سر مزار مولانا خیلی این حالت گردن و سر کج را بیشتر نشان می دهند؛ چون زمانی که می چرخند سر و گردن را کج می گیرند که فلسفه ای برای خود دارد و این را روی نی بیشتر نشان می دهند و در زمان نواختن این ساز یک حالت افتاده به خود می گیرند و گردنشان را کج می کنند؛ در صورتی که درتکنیک اصفهان سر را راست می گیرند و همین حالت و زاویه سر در این دو تکنیک کاملا متفاوت است این توضیحات به این منظور است که روشن کنم که تکنیک اصفهان در این مینیاتور کاملا مشخص است و زمان آن بر می گردد حداقل به ۴۰۰سال قبل.

   نویسنده : حسین عمومی

0

نکاتی برای سازندگان تار و سه تار

● از چسب به جای سریشوم استفاده نکنید 

معمولا” آلات موسیقی ای که شامل سیم و دسته هستند، پس از مدت زمانی باید رگلاژ دسته شوند چراکه مقداری جاخوردگی در دسته ساز بوجود می آید. در سالهای اخیر که چسب چوب و دیگر انواع چسبهای صنعتی به بازار آمده، عده ای مبادرت به استفاده از این نوع چسبها می کنند که متاسفانه ساز تولید شده آنان جنبه یکبار مصرف پیدا می کند چون در آینده دور (مثلا ۷۰ یا ۸۰ سال دیگر) پس از هرگونه جاخوردگی، پیچ خوردگی، شکستگی بر اثر حوادث و ضربه، دیگر ساز را نمی توان ترمیم اصولی کرد، چون اصولا” این چسبها باز نمی شوند.


در صورتیکه سازگران قدیم که از چسب گرم سریشم استفاده میکردند به ساز اجازه میدادند تا بتواند قابل تعمیر باشد… امروز هم اگر کمی بوی بد سریشم را تحمل کنیم و قدری حوصله و صرف وقت را چاشنی این فن والا و ذیقیمت کنیم، محصولی بهتر و اصولی تر بدست میاید که رضایت نسلهای بعد را نیز به همراه خواهد داشت.


● پیش از جاگذاری میخ های بیخ دسته، محل را سوراخ کنید
بر اثر کوبیدن میخ های بیخ دسته تار، پس از گذشت زمان ترکهایی (آن هم در محل خطرناکی مثل بیخ دسته!) ظاهر میشود که برای اجتناب از این خسارت میتوان قبل از کوبیدن هر میخ، با مته هم شماره میخ، سوراخی ایجاد کرد و پس از آن میخ را در سوراخ ایجاد شده با فشاری بسیار کمتر فقط “جا زد” نه آنکه با چکش کوبید.


● مشکلات نوازندگان چپ دست
همیشه نوازندگان و هنرآموزان چپ دست تار و سه تار با مشکلاتی روبرو هستند؛ یا ساز را همچون دیگران بدست میگیرند که در این صورت نمیتوانند همچون یک راست دست ساز بزنند و پیشرفت کنند و یا ساز را چپ دست می کنند که در این صورت به چند مشکل دیگر بر می خورند:
اول اینکه همیشه باید ساز خود را به کلاس بیاورند و ببرند. دوم اینکه، اگر جایی سازی ببینند نمی توانند آنرا بیازمایند، دیگران هم در مورد ساز ایشان همین مشکل را دارند. سوم اینکه، ساز انتخابی و خریداری شده آنان ممکن است پس از چپ دست کردن افت شدیدی کند، چراکه سیمهای بالا و پائین جابجا شده است که متاسفانه در این سه مورد تقریبا” چاره ای جز تحمل نیست! ولی در مورد چهارم، هنگامیکه بخواهیم سازی را اصطلاحا” چپ دست کنیم، ناچار باید یک ناو در جهت معکوس با ناو موجود روی دسته ایجاد کنیم.


این عمل که قدری کارگاهی است و نیز موجب مراجعات بعدی میشود و ضمنا پس از نتیجه کار شکل و ظاهری یکسان و قرینه با ناو قبلی حاصل نمیشود، مشکل ایجاد میکند. پیشنهاد اینکه به سادگی کلیه سازها را از ابتدا با دو ناو بسازیم، یعنی هرکدام در یک طرف دسته تار یا سه تار وسپس ساز را به اصطلاح رنگ و لاک کنیم.


● شیارهای خرک را تا حد امکان زیاد کنید
بر روی خرک بعضی سازهای جدید فقط به تعداد سیم های آن ساز شیار وجود دارد که پیشنهاد می شود بر روی تاج خرک تا جایی که میسر است شیار بیندازیم، چراکه بعضی کوکهای قدیمی را باید با تغییر محل سیم همراه کنیم؛ ضمن آنکه بدین ترتیب هر نوازنده میتواند به سلیقه خود جای سیمها را تغییر دهد.

0

دوسازه؛ ساز محلی خراسان

 

دوسازه، از جمله سازهای محلی در موسیقی جنوب خراسان و به خصوص شهرستان گناباد است

این ساز در بعضی از نواحی ایران دارای اسامی مختلفی‏ از قبیل دونی، جفتی، قشمه و دوزله می‏‌باشد.

دوسازه دارای سابقه‏ بسیار قدیمی بوده، به طوری که فارابی این ساز را مزمار المثنی یا مزدوج خوانده است و بعضی از قدما آن را دو آهنگ نیز لقب‏ داده‏‌اند. این ساز از خانواده سازهای بادی چوبی قمیش‌‏دار محسوب می‏‌شود.

قسمت‌های تشکیل دهنده دوسازه عبارتند از:

زبانه: دوسازه جزء سازهای تک زبان‌ه‏ای مضاعف‏ می‏‌باشد. جنس زبانه از نی است، این زبانه از نی باریکی‏ ساخته می‏‌شود که قسمتی از روی آن را به موازات طول نی‏ برش می‏‌دهند.

زبان دوسازه از یک طرف مسدود است و از طرف دیگر باز است و طرز قرار گرفتن آن روی بدنه به شکلی‏ است که طرف باز آن در داخل بدنه قرار می‏‌گیرد. این زبانه تقریبا بین ۴ تا ۶ سانتی‏متر است.

در هنگام نواختن دوسازه، زبانه را باید خیس کرد. این ساز دو زبانه دارد که در منطقه‏ گناباد، به زبانه«سوک» گفته می‏‌شود. این دو باید به صورت‏ هم صدا باشند. اگر صدای حاصله به نظر نوازنده هم‌صدا نباشد با جلو و عقب کشیدن زبانه‌‏ها آن را به اصطلاح خودشان جفت‏ می‏‌کنند.

لوله‏‌های صوتی: سوراخ‌های روی این لوله‌ها تعبیه‏ می‏‌شود و جنس آن از نی، استخوان و یا لوله‌‏های‏ فلزی است.

ولی دوسازه استخوانی خوش صداتر و پخته‏‌تر از دیگر سازه‌‏ها می‏‌باشد. زبانه‏‌ها روی این‏ لوله‌‏های صوتی قرار می‏‌گیرند و این لوله‌‏های صوتی به‏ وسیله نخ با هر چیز دیگری به همدیگر چسبانده می‏‌شوند.

این ساز دارای ۵ سوراخ است که این سوراخ‌ها روی‏ ساز و به موازات یکدیگر قرار می‏‌گیرند. وسعت صدائی این‏ ساز حدود شش نت است. شیوه نفس‏گیری در این ساز همانند سرنا می‌‏باشد.

از دوسازه در مراسم جشن و سرور استفاده می‏‌شود. به جز منطقه گناباد که دوسازه، هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد، در جنوب خراسان‏ تقریبا مهجور یا منسوخ مانده است.

0

آشنایی با سازهای بادی(2)

اُبوا

اُبوا (فرانسه: hautbois، ترجمه: چوب اعلا) ساز بادی چوبی دو قمیشی است که معمولاً در موسیقی کلاسیک غربی بکار می‌رود.

تاریخچه

گفته می‌شود که ابوا (از طریق ساز قرون وسطایی شاوم که بعد از جنگ‌های صلیبی به اروپا آورده شد) ریشه در سرنای عربی و ایرانی دارد .

در دوره باروک

اولین ابوای باروک در اواخر سدهٔ ۱۷ در فرانسه ظهور کرد. ابواهای اولیه از سازی به نام شاون گرفته شده است؛ شاون سازی بود که در دوره‌های قرون وسطا و رنسانس بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفت.

نواختن ابوا سخت‌تر از نواختن سازهای بادی دیگر مانند فلوت و کلارینت است ومهارت زیادی لازم دارد.

موتزارت، باخ و ریچارد اشتراوس از آهنگسازانی هستند که برای ابوا کنسرتو نوشته‌اند.

یوسف لطیف اولین نوازنده‌ای بود که در موسیقی جاز تکنوازی ابوا اجرا کرد (سال ۱۹۶۳). بعد از او این ساز گهگاه در گروه‌های جاز دیده می‌شود.


کُر آنگله
کُر آنگله سازی بادی و قمیش‌دار است و از دید شکل و طرز نواختن و صدا بسیار شبیه ابوا است ومی‌توان آن را ابوای بم دانست. انتهای گلابی شکل و دهنی خمیده آن‌را از ابوا متمایز می‌کند.
در کشورهای انگلیسی‌زبان (بجز آمریکا) به این ساز کر آنگله (cor anglais) می‌گویند که از زبان فرانسوی گرفته شده و به معنای «کُر انگلیسی» است. در آمریکا ترجمه انگلیسی همین نام یعنی «انگلیش هورن» (English Horn) بکار می‌رود. اما احتمالاً نام این ساز از عبارت فرانسه cor anglé گرفته شده که به معنی کُر زاویه‌دار است (با اشاره به خمیده بودن دهنی و قمیش در آن.) کسی که یکبار این ساز (یا عکس آن‌) را دیده باشد می‌داند که کر آنگله ربطی به کُر یا هورن، که ساز بادی برنجی است، ندارد

کُر یا هورن یا فرنچ هورن
کُر یا هورن یا فرنچ هورن نام‌های سازی است از خانواده سازهای بادی برنجی. این ساز در سال ۱۶۵۰ میلادی در فرانسه از روی شیپور شکار ساخته شد. به‌همین دلیل در کشورهای انگلیسی زبان به فرنچ هورن (شیپور فرانسوی) معروف است، اگر چه بیشتر نوازندگان آن را فقط هورن می‌نامند. خود فرانسوی‌ها به آن کُر می‌گویند.
این ساز از لوله‌ای نسبتاً طولانی درست می‌شود که برای سادگی دست گرفتن و نواختن آن را به صورت مارپیچ خم می‌کنند. کلیدهائی برای کوتاه و بلند کردن طول لوله نیز روی آن نصب شده‌است. قطر لوله این ساز مانند کورنت یا ساکسوفون به‌تدریج گشاد می‌شود، یعنی لوله آن در نزدیک دهنی باریک است و به طرف انتهای ساز گشادتر می‌شود.

کورنت
کورنت از سازهای بادی برنجی و بسیار شبیه به ترومپت است.
فرق کورنت با ترومپت این است که لوله ترومپت (بجز در انتها) در همه طول مسیرش قطری یکسان دارد، در حالی‌که لوله کورنت از قسمت دهانی تا انتهای ساز بتدریج گشادتر می‌شود. همین تفاوت باعث صدای گرم و متفاوت کورنت با ترومپت می‌شود.
کورنت در واقع نوع کلیددار شیپور است و از قدیم در دسته‌های موسیقی نظامی بکار می‌رفت و می‌رود.

نی

نی، از سازهای ایرانی است و جزو سازهای بادی می‌باشد.

نی ایرانی بر چند نوع است: دوزله، قره نی، نای هفت بند و …
نای هفت‌بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. نی هفت‌بند یا به اصطلاح نی متشکل از ۵ سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از یک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست دیگر پوشیده می‌شوند. وسعت صدای آن به ۳ اکتاو و چند صدا می‌رسد. ۵ صدای بم(۱)، بم نرم (1p یا 1 piano)، زیر، غیث و پس غیث (تا فا) دارد که نت Si در صدای بم آن روی نی وجود ندارد و نوازندگان آن را با لب می‌نوازند.
به طور کلی نی را با جا گرفتن بین دو دندان نیش و گرد کردن زبان در پایین و پشت آن می‌نوازند اما اساتیدی همچون جمشید عندلیبی زبان را در بالا می‌گذارند.
برعکس سازهای دیگر، نی کوک ندارد و برای کوک‌های مختلف سازهای متفاوت ساخته می‌شود. به طوری که Do بلندترین و Do با ۷ فاصله کوتاهترین نی هستند. کوک نی به معنی بم‌ترین صدایی است که از خود بروز می‌دهد، مثلاً کوک Sol در حالت دست بسته (وقتی تمام سوراخ‌ها پوشیده باشند) هارمونیک Sol دارد.
در کل شیوه نی‌نوازی به دو گونه نایب اسدالله و کسایی است. از اساتید می‌توان حسن کسایی، حسین عمومی، جمشید عندلیبی، محمد موسوی، حسن ناهید و محمد علی کیانی نژاد را نام برد.


فاگوتفاگوت از سازهای بادی چوبی است که قمیش دو زبانه ای دارد. صدای این ساز در ناحیه باس است. فاگوت را در کشورهای انگلیسی‌زبان «باسون» می‌خوانند.


ترومبونترومبون یکی از سازهای بادی برنجی است.

از نظر ظاهری با لوله کشوئی آن شناخته می‌شود. ترومبون‌های رایج عملاً ترومپت‌های آلتو و باس هستند.

نام ترومبون از ایتالیائی می‌آید و به معنی «ترومپت بزرگ» است. ترومبون از دوره رنسانس در موسیقی مذهبی کلیساها بکار می‌رفت ولی در آثار ارکستری چندان رایج نبود. بتهوون با استفاده از این ساز در موومان آخر سمفونی پنجم خود آن را رایج کرد و بسیاری از آهنگسازان بعد از او به ترومبون نقشی در آثار خود دادند.

ترومبون در موسیقی جاز هم بسیار بکار رفته است. از نوازندگان مشهور ترومبون جاز می‌توان از گلن میلر، جی جی جانسون، کی وایندینگ و تامی دورسی نام برد.

0

آشنایی با ساز های بادی (1)

دودوک یا بالابان

نَرمه‌نای (دودوک یا بالابان) یکی از سازهای بادی اصیل ارمنی است.

نرمه‌نای دارای نی مخصوص کوچکی است که قمیش (یقگ yegheg به زبان ارمنی) خوانده می‌شود و معمولاً دارای ۹ تا ۱۴ سانتی‌متر درازا است. نی کوچک یا قمیش به‌وسیله بست چوبی انعطاف‌پذیری احاطه شده‌است که در طول نی متحرک است و بر روی آن می‌لغزد. این بست برای کوک کردن نرمه‌نای است، زیرا همین بست باز و بسته کردن دهانه نی را کنترل می‌کند. این نی به وفور در اطراف رود ارس می‌روید.

اولین و مهم‌ترین چیز به هنگام نواختن نرمه‌نای طرز به دهان گذاشتن نی کوچک یا قمیش آن

می‌باشد.
پیشینه

بنابر اسناد و مدارک در دسترس، نوعی ساز بادی از خانوادة نی و سرنا دست‌کم از سده‌های نخستین دورة اسلامی در ایران شناخته شده بوده، و در میان مردم بخشهایی از این سرزمین به کار می‌رفته است‌.

بالابان به معنای نوعی ساز بادی نیین به صورتهای بَلَبَن، بالَبَن و بالابَن در فرهنگهای لغات ترکی – روسی آمده است‌. در «لغت آذربایجانی – روسی‌»، بالابان به معنای ساز بادی نه چندان بزرگ و شبیه زُرنا (= سرنا)، در دائرةالمعارف موسیقی ترکی‌» بَلَبَن یا نای‌ِ بَلَبَن با اشاره به‌مطلب جامع‌الالحان، نوشته عبدالقادر مراغی و «سازهای ترکی‌» نوشتة فارمر، سازی بادی شبیه زُرنا، و در «فرهنگ موسیقی ترکی‌» بَلَبَن ساز بادی شبیه ساز نیین مِی متداول در ارزروم، تعریف شده است‌. در فرهنگها و دائرةالمعارفهای روسی واژة بالابان به معنای سازی بادی زبانه‌دار معمول میان اقوام قفقاز شمالی و ایرانیان آمده است . بالابان به عنوان سازی بادی و بومی در حوزه‌های جغرافیایی – فرهنگی آذربایجان شرقی، به ویژه تبریز، و کردستان ایران و برخی جاهای دیگر به کار می‌رود و گروهی از نوازندگان این مناطق بالابان نوازند. در زبان کردی این ساز را «باله‌وان‌»، و در شوشتری نی را «بَلَبون‌» (= بلبان‌) می‌گویند .

نوازندگان سرشناس
ژیوان گاسپاریان، ارمنستان
علیخان صمدوف، آذربایجان
حسین حمیدی، ایران

ترومپت

ترومپت از سازهای بادی برنجی است و که در محدوده سوپرانو زیرترین صدا را در بین سازهای بادی برنجی می‌تواند تولید کند.

ترومپت از نظر ظاهر بسیار شبیه به کورنت است. فرق آن با کورنت در لوله آن است که در بیشتر طول خود قطری یکسان دارد.

ترومپت در انواع موسیقی‌های امروزی مانند موسیقی کلاسیک، موسیقی جاز، موسیقی پاپ و حتی در مراسم عزاداری و تعزیه‌های ماه محرم بکار می‌رود.

ساختمان

لوله ترومپت به صورت مخروطی ویژه‌است که به دهانه‌ای ناقوسی منتهی می‌شود لوله این ساز تا سده ۱۵ به شکل مستقیم ساخته می‌شده و از آن به بعد به شکل منحنی ساخته می‌شود. بر روی لوله سه دگمه مشاهده می‌شود که اولی باعث ازدیاد طول لوله برای بدست آوردن یک پرده بم می‌شود، فشار دگمه دوم صوت را نیم پرده و فشار دکمه سوم یک پرده و نیم پایین می‌آورد.

تاریخچه

گونه ابتدایی آن را از چوب خیزران و بعدها از شاخ حیوانات ساخته‌اند و در شکارگاه‌ها و هنگامه نبرد به صدا در می‌آوردند. نوع فلزی آن را یونانیان ابتدا ساختند البته بعدها در اروپا دِنِر نخستین ترومپت فلزی را ساخت. در سده ۷ تا سده ۱۳ میلادی در چین به صورت ترومپت بلند نواخته می‌شد که از انواع آن ترومپت‌های استخوانی خاصره و صدف دریایی است. نوعی ترومپت راست در مصر باستان ویژه امور نظامی و رژه مرسوم بوده که نمونه‌های مسی و نقره‌ای آن را از آرامگاه فرعون توت‌انخ‌آمون بدست آمد. از دوران صفویه ترومپت انگلیسی در ایران و ترکیه سازی آشنا بوده‌است.


توبا
توبا از سازهای بادی برنجی است. این ساز نسبتاً جدید است و در قرن نوزدهم به مجموعه سازهای ارکستر افزوده شده است. مهم‌ترین نقشی که به این ساز در آثار موسیقی سمفونیک داده شده در سمفونی فانتاستیک اثر هکتور برلیوز بوده است.توبای واگنر یا توبای بایرویتتوبای واگنر یا توبای بایرویت، یکی از سازهای بادی برنجی است، ولی برخلاف نامش از خانواده توبا نیست و بیشتر به کُر نزدیک است. صدای آن چیزی میان صدای کُر و توبا است.

این ساز را ریچارد واگنر برای کاربرد در اجرای اپراهای عظیم و پر سر و صدای خود به ویژه دوره اپراهای حلقه نیبلونگ اختراع کرد. اجرای این اپراها در شهر بایرویت باعت شده که به این ساز توبای بایرویت نیز گفته شود.

پس از واگنر آهنگسازان دیگر مانند آنتون بروکنر، ریچارد اشتراوس و ایگور استراوینسکی برای این ساز آثاری نوشتند.


زامپونیازامپونیا، پن فلوت، پن پایپ و یا سازدهنی سرخ‌پوستان نوعی فلوت و از سازهای محلی قوم اینکا در آمریکای جنوبی است.

ساختار
این ساز از تعدادی لوله که از بزگترین به کوچک‌ترین کنار هم قرار گرفته تشکیل شده است. یک طرف این لوله‌ها مسدود است.
نوازندگان
 گئورگ زامفیر

ساکسوفونساکسوفون یکی از سازهای بادی است که یک قمیش دارد. این ساز را آدولف ساکس در سال‌های ۱۸۴۰ اختراع کرد و بنام او سکسوفون نام گرفت.

ساکسوفون انواعی مانند ساکسوفون سوپرانو، ساکسوفون آلتو و ساکسوفون تنور دارد، که تفاوت آن‌ها در دامنه صدایی آن‌ها است. اگرچه این ساز در اصل برای ارکستر و دسته موزیک نظامی تهیه شد ولی امروزه بیشتر در موسیقی جاز و مردم‌پسند به کار می‌رود.

اختراع ساکسوفون

در قرن بیستم که جاز و بلوز به موسیقی اول غرب تبدیل می‌شد، ساکسوفون هم نقش خودش را پیدا کرد. در ساکس هم مثل دیگر سازهای بادی دیگر بین تکنیک و تنفس تأثیر مستقیمی وجود دارد. بیشتر طرفداران ساکسوفون هم سیاهپوستان بودند که به پر نفس بودن شهرت دارند و یکی یکی جادویی جدید به صدای آن اضافه می‌کردند و نامشان را در تاریخ نوازندگان ساکسوفون جاودانه کردند؛ مثل چارلی پارکر.

در اواخر دهه ۱۹۶۰ موسیقی راک همه گیر شد و همچنین ده‌ها شاخه از آن منشعب شد و از مهمترین این سبک‌ها، سبک ژرمن راک بود که گیتار در آن کمرنگ شده و اساس آن روی بیس و کیبورد بود؛ پس نیازمند سازی شد که سولوهای وحشی را به موسیقی‌اش تزریق کند و این ساکسوفون بود که می‌توانست این نیاز را برطرف کند.

ریک دیوس و راجر هادسون در قطعه‌های «آهنگ منطقی» و «حالا ترکم مکن» سولوهای ساکس را وارد کردند و گروه «سوپر ترمپ» را به اوج رساندند. اینگونه بود که در دهه ۱۹۷۰ ساکسوفون ریک دیوس طرفداران زیادی پیدا کرد و رقیب جدی فلوت ایان اندرسون از «جتروتول» شد که عالیترین نمونه‌های استفاده از سازهای بادی در موسیقی راک بودند.

دیک پری نوازنده دوره گردی بود که در کالج با راجر واترز و سید برت همکلاسی بود، وقتی توسط دوستان قدیمی‌اش به استدیوی «ابی رود» پای گذاشت، نقشی انکار ناپذیر را در شاهکار جاودانه پینک فلوید در«نیمه تاریک ماه» بازی کرد.


سازدهنی

سازدهنی ترومولو، سازدهنی کروماتیک و سازدهنی دیاتونیک.

هارمونیکا (Harmonica) یا سازدهنی (Mouth Organ) جزو سازهای بادی است و در خانوادهٔ سازهای زبانه آزاد (Free Reed Instruments) قرار می گیرد. تولید صوت در این نوع سازها نتیجه ارتعاش یک زبانه (Reed) از جنس فلز است که تنها یک سرآن به بدنه ساز متصل شده و انتهای دیگرش می تواند آزادانه حرکت کند. به ارتعاش درآمدن این زبانه‌ها در اثر عبورجریان هوا موجب تولید صدای ساز می شود.

از سایر سازهای این خانواده می توان ملودیکا (Melodica)، کنسرتینا (Concertina) و آکاردئون (Accordion) را نام برد. شاید برخی مواقع متوجه شباهت موجود بین صدای سازدهنی و آکاردئون شده باشید. این شباهت در جنس صدا، در واقع به خاطر شباهت در ساختمان این سازها و نحوه تولید صوت در آنها است.

تاریخچه

گر چه چینی‌های باستان نوعی سازدهنی با زبانه‌های چوبی داشته‌اند و موتسارت قطعه‏ای برای سازدهنی شیشه‏ای (یک ساز کاملاً متفاوت متشکّل از یک سِری قطعه شیشه‌های کوک شده) نوشت، سازدهنی دیاتونیکی (Diatonic) که ما هم‌اکنون می‏شناسیم، در اوائل قرن نوزدهم، در آلمان ساخته شده است. این ساز به‌وسیله‌ی موج مهاجرین ترک‌کننده‌ی آلمان، به ایالات متّحده و بریتانیای کبیر برده شد و در اواسط قرن نوزدهم، در سراسر جهان، نواخته می‌شده است.

سازدهنی کروماتیک (Chromatic)، در سال 1918 اختراع شد و از آنجایی که شامل هر دوازده نیم‌پرده‌ی گام کروماتیک می‌باشد، به شما اجازه می‌دهد که آهنگ کاملتری را بنوازید؛ مانند قطعه‌های جاز و کلاسیک؛ و همچنین برای نوازندگی تا حدود زیادی کاملتر است.

طبقه بندی کلی

سازدهنی را به روش‌های مختلفی طبقه بندی می کنند اما اگر از سازدهنی‌های بیس (Bass) و کورد (Chord) صرف نظر کنیم، سازدهنی هایی را که بیشتر برای نواختن سولو (Solo) استفاده می شوند می توان در یک

طبقه بندی بسیار کلی به 2 گروه اصلی تقسیم کرد:
سازدهنی‌های دو زبانه ای Doble Reed(ed) Harmonicas

سازدهنی‌های تک زبانه ای Single Reed(ed) Harmonicas

انواع مختلف سازدهنی و کاربردشان

از انواع مختلف سازدهنی بر حسب قابلیت‌های مختلف و جنس صدایشان در سبک‌های خاصی از موسیقی بیشتر استفاده می‌شود که در اینجا به صورت مختصر و فهرست وار به آنها اشاره می کنیم
سازدهنی ترمولو و اکتاو : سبک‌های Folk و Pop
سازدهنی دیاتونیک : سبک‌های Blues ، Country ، Rock ، Irish ، Folk و Pop
سازدهنی کروماتیک : سبک‌های Classical ، Jazz ، Irish و Pop

سازدهنی بیس و کورد : سبک‌های Classical و Pop البته بیشتر به صورت گروه نوازی


سُرناسُرنا یا سورْنا نام ساز بادی باستانی ایرانی است که از چوب ساخته می‌شود.

ریشه لغت سرنا

سُرنا و کَرنا هر دو به معنی بوق و با لغت “Horn” در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هندواروپایی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده. شاهد دیگری که به این ادعا و مشابهت مهر تائید می‌زند نام ذوالقرنین، به معنی دارنده دو شاخ است. قَرن که مُعَرَّب کَرن است (که در اسم کَرنا مشاهده می‌شود) به معنی شاخ می‌باشد. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی یا بوقی به شمار می‌آید.

سرنا در ایران

سرنا سازی نه تنها محلی، بلکه قدیمی است. در اشعار شعرای ایران بسیار نام سرنا، سورنا و سورنای آمده است. در نواحی بختیاری و دزفول سرنای کوچک معمول است. سرنای محلی معمولاً با دهل نواخته می‌شود.در میان سرنا نوازان مشهور ایرانی می توان از علی‌اکبر مهدی‌پور دهکردی، نوازنده نوروزنامه یا همان موسیقی هنگام تحویل سال نو و نیز شامیرزا مرادی نام برد.

رخنه در فرهنگ

همچنین ضرب المثلی در پارسی برگرفته از این ساز ساخته‌شده‌است که می‌گوید

“آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می زنه ”


شِمشال

شِمشال نوعی ساز بادی و گونه‌ای نی فلزی است و از سازهای قدیمی در منطقه کردستان بشمار می‌رود.

شِمشال در گذشته از چوب ساخته می‌شد. امروز از برنج یا مِسوار ساخته می‌شود.

در سطح آن شش سوراخ وجود دارد. این ساز از لحاظ نوع صدا و وسعت در زمره سازهای بم با طنین خاص خود است.

از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین سازهای کردستان، شمشال است که در واقع همان نی چوپان است و از لوله فلزی ساخته شده و در مراسم عروسی و شادی همراه با آواز به صورت تک‌نوازی به کار می‌رود. این ساز در عزا نیز کاربرد دارد.


شیپورŜeypur یا بوق، ساده‌ترین ساز بادی برنجی است. در این ساز وسیله‌ای برای تغییر ارتفاع وجود ندارد و نوازنده باید با تغییر دادن حالت لب‌ها و دهان خود نت‌ها را عوض کند.
شیپور بیشتر در عرصهٔ نظامی برای اجرای علامت‌های صوتی مانند بیدارباش بکار می‌رود.
در ایران در بعضی از عزاداری‌های ماه محرم یا در تعزیه نیز بکار می‌رود.
ساز کورنت نوع کلیددار شیپور است.

فاگوتفاگوت از سازهای بادی چوبی است که قمیش دو زبانه ای دارد. صدای این ساز در ناحیه باس است. فاگوت را در کشورهای انگلیسی‌زبان «باسون» می‌خوانند


فلوتفلوت از سازهای بادی چوبی (بی زبانه یا بی قمیش) است که بر خلاف دیگر سازهای این دسته صدای آن نه از لرزش قمیش بلکه از نوسان هوای دمیده شده بر لبه دهنی ( یا تیغه هوائی) ساز تولید می‌شود.
این ساز جزء قدیمی‌ترین سازهای بادی محسوب می‌گرددکه قدمت برخی از آن که باستان‌شناسان یافته‌اند به ۵۰،۰۰۰ سال پیش می‌رسد.
فلوت‌ها در گذشته از جنس چوب ساخته می‌شدند (به همین دلیل در قدیم از آن به عنوان ساز بادی چوبی نام برده می‌شد) ولی امروزه با وجود اینکه این ساز در زمره سازهای بادی چوبی قرار دارد، لیکن ملاک تقسیم بندی آن جنس و آلیاژی که در ساخت آن استفاده شده مد نظر نیست، بلکه نحوه تولید صدای آن است.
واژه فلوت در زبان‌های اروپایی به معنای نام کلی سازهای مشابه فلوت نیز بکار می‌رود. فلوت و ساز شرقی نی هم نوعی فلوت شمرده می‌شود. به‌طور کلی فلوت و نی سازهایی هم‌خانواده هستند.

فلوگل‌هورن

فلوگل‌هورن ساز بادی برنجی است و از خانواده شیپور و کورنت است.

صدای آن گرم‌تر و پخته‌تر، و به‌نظر برخی، «تیره تر» از کورنت است.
در موسیقی جاز نخستین بار مایلز دیویس در آلبوم مایلز اهد این ساز را بکار برد و دیگران مثل کلارک تری و فردی هابارد و چاک مانجیونی این ساز را در آلبوم‌ها و کنسرت‌های خود نواخته‌اند.
نام فلوگل‌هورن از واژه آلمانی Flügelhorn آمده و معنای آن «شیپور جناحی» است. واژه آلمانی فلوگل به معنای بال و همچنین جناح یک سپاه است. باور عمومی اینست که این شیپور احتمالاً در قدیم به هنگام جنگ برای فراخواندن جناح‌های سپاه به محلی دیگر استفاده می‌شده و از همین‌رو نام «شیپور جناحی» به آن اطلاق گشته استنوعی کلارینت که توانایی تولید فاصله‌های موسیقی شرقی(ربع پرده) را دارد به قره‌نی معروف است

0

سینتی سایزرYAMAHA DX10

رویای YAMAHA DX10

دنیای لایتناهی سینتی سایزرها برای سینت بازها، بهشتی توصیف نشدنی و لذت آن مختص طراحان صدایی است که با تمام وجود این هنر مهندسی را دنبال می کنند. در دنیای موسیقی الکترونیک معدود افرادی هستند که با تولید صداهایی خاص توسط سینتی سایزر محبوب خود و بداهه نوازی با آنها لذتی می برند که هیچ موسیقی ضبط شده ای را به آن ترجیح نمی دهند. از سینتی سایزرهای آنالوگ مادولار وینتیج گرفته تا سینت های دیجیتال نرم افزاری هر یک ویژگی های منحصر به فردی دارند که به آنها شخصیت خاص خودشان را می دهد. در این بین سینتی سایزرهای FM به این جهت شهرت دارند که قادر به تولید صداهایی شفاف، با هارمونیک های بسیار غنی می باشند. ویژگی ای که هر طراح صدای حرفه ای را مجذوب خود می کند. اما در مقابل کار با این سینتی سایزرها چندان راحت نیست و نیازمند درک درست سنتز صدا و کسب تجربه فراوان است.

انقلابی در دنیای سنتی سایزرها !

از مشهورترین سینتی سایزرهای FM میتوان YAMAHA DX7 را نام برد که در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی از محبوبیت ویژه ای برخوردار بود. سینتی سایزری که تاثیر زیادی روی موسیقی های زمان خود گذاشت.  کمپانی یاماها پس از کسب این موفقیت مدلهای مختلفی از سینتی سایزرهای FM را تولید و وارد بازار نمود، از آن جمله می توان DX7 mkII، DX1، DX5، DX9, DX100, DX21  و DX27 را نام برد  که البته در زمان خود از قیمت بسیار بالایی برخوردار بودند . برای مثال YAMAHA DX1 در سال ۱۹۸۵ قیمتی در حدود ۱۴۰۰۰ دلار امریکا داشت. پس از این موفقیت در سالهای بعد کمپانیهای بسیاری دست به تولید سینتی سایزرهای دیجیتال FM زدند. در این بین شرکت دوست داشتنی Native Instruments آلمانی، سینتی سایزر نرم افزاری FM خود را با نام FM7 به دنیای صدا معرفی نمود. FM8 نیز نسخه تکامل یافته FM7 است که همچنان آپدیت می شود. قابلیتهای شگفت انگیز این سینتی سایزر نرم افزاری دیجیتال (برپایه FM Synthesis) آن را به سینتی سایزری مشهور و در عین حال مرموز بدل ساخته است. پنجره ماتریکسمنحصر به فرد با قابلیت بالای روتینگ و یوزر فرندلی که در کمتر سینتی سایزری دیده می شود، شش اوپریتور (Oscilator) با قابلینت تولید ۳۲ ویوفرم مختلف، نویز میکر، فیلتر، چندین افکت کاربردی و مورف همه و همه موجب خاص بودن این سینتی سایزر هستند.

و اما امروز YAMAHA DX10 سینتی سایزر FM سخت افزاری رویایی که تصویرش هم از هر طراح صدای خبره و با سابقه ای دلبری می کند. ۳۷ کلاویه استاندارد، جوی استیک مورف، صفحه دیجیتال لمسی ماتریکس، نمایشگر ال سی دی به همراه فیدرها و نابهای کنترلر… .  اینها عوامل وسوسه کننده سینت بازها خواهند بود. قابلیتهایی که ذهن یک طراح صدای واقعی را تسخیر می کند. ترکیبی از DX7 و FM8  ایده ای است که فقط از ذهن یک عاشق واقعی صدا و سینتی سایزر تراوش می کند. اما آیا این کانسپت نظر مهندسان و مدیران کمپانی یاماها را جلب خواهد نمود و نوه ی DX7 متولد خواهد شد؟!
جواب: امیدواریم!!!
نویسنده: سعید روشنی

0

KICK 2 سینتی سایزر متخصص Kick

sonicKICK 2 سینتی سایزر متخصص Kick

یکی از دغدغه های اصلی اکثر تولید کنندگان موسیقی الکترونیک، (به خصوص EDM) تولید و بالانس صدای های فرکانس پایین قطعه موسیقی می باشد. طراحی یا انتخاب بجا و درست صدای Kick و Bass یک قطعه موسیقی الکترونیک، یکی از کابوس های تولید کنندگان این سبک است. بارها و بارها قطعاتی را شنیده ایم که از لحاظ ساختار موسیقایی در سبک خود ایرادی ندارند؛ فقط و فقط انتخاب نادرست صدای های فرکاس پایین به خصوص Kick از انرژی و کیفیت آن قطعه کاسته و موجب شده تا نتواند در جایگاه واقعی خود قرار بگیرد.

جدای از پاسخ فرکانسی محیط و یونیت مید/ بیس مانیتورهای شنیدار نزدیک که معضل اساسی در باز تولید فرکانسهای پایین محسوب می شوند، وجود صداهای سالم و متناسب با سبک موسیقی از ضروریات تولید موسیقی الکترونیک است. کمپانی های بین المللی تولید کننده پلاگین ها، سمپل ها و سینتی سایزرها هر روز محصولات جدیدی را  به بازار موسیقی الکترونیک معرفی می کنند. از کیت و لوپ درام آماده کمپانی Vengeance Sound تا پلاگین Battery تولید کمپانی Native Instruments . اما چیزی که خلاء آن به شدت احساس می شد وجود یک سینتی سایزر تخصصی جهت تولید و طراحی صدای Kick (باس درام) بود.

پیشتر از این شرکتهای زیادی اقدام به تولید این سینتی سایزر تخصصی درام و Kick کرده بودند و هر یک در زمان خود مورد استقبال واقع شدند؛ اما هیچکدام راحتی کار و صدای خروجی قابل قبولی نداشتند. سال پیش کمپانی Sonic Academy بریتانیا با همراهی دی جی و تولید کننده موسیقی الکترونیک مشهور هلندی “Nicky Romero” اقدام به تولید پلاگین سینتی سایزر تخصصی Kick با نام Kick Nicky Romero نمود. در آغاز این پلاگین توجه بسیار از مجلات مربوط به موسیقی الکترونیک و تولیدکنندگان را به خود جلب نمود و با استقبال زیادی مواجه شد. پلاگینی که یک بانک صدای Kick به تفکیک سبکهای مختلف در خود داشت و به تولیدکنندگان مبتدی تر کمک میکرد تا صدای kick مناسب سبک خود را راحت تر انتخاب کرده و توسط امکاناتی نظیر Amp Env، Pitch، Click  و … صدای انتخابی را متناسب با قطعه موسیقی خود طراحی کنند. اما هنوز این پلاگین در ابتدای تولد خود بود و قاعدتا دارای اشکال و کم و کاستی. تا اینکه نسل دوم این پلاگین یعنی KICK 2 معرفی شد.

با تغییراتی که در این نسخه از پلاگین ایجاد شده آن را به یکی از بهترین پلاگین های تولید و طراحی صدای درام تبدیل نموده است. یک سینتی سایزر Sample based که امکانات لازم برای طراحی صدای Kick مورد نظر را فراهم می آورد. اکولایزر پارامتریک چهار باندی با نمایش گرافیکی فیلترها و موقعیتشان، کنترلر سریع گین باندهای فرکانسی از طریق پنل EQ Gain، اضافه شده دو بخش مربوط به Click با پارامترهای قابل برنامه نویسی نظیر start time, length control, Low / High Pass Filters  و  fine pitch adjustment، قابلیت درگ اند دراپ کردن سمپل های کلیک برای استفاده در این بخش، کنترل ساب هارمونیک، افکتوز دیستروشن مدل سازی شده از الگورتم وکیوم تیوب های آنالوگ، منحنی Bezier دقیق و با کیفیت، قسمت پردازنده های داینامیکی Compressor/ Limiter، پنل کنترلGate, Keytrack  وPortamento  از امکاناتی است که در این ورژن پلاگین KICK اضافه شده است. حدود ۲۳۰ سمپل Kick و بیش از ۱۸۰ سمپل Click با کیفیت همراه با نصب این پلاگین قابل دسترسی و استفاده خواهد بود. البته میتوان سمپلهای مختلفی را به عنوان سورس صدا به این سینتی سایزر وارد و به کمک آن صداهای دیگر ادوات درام و پرکاشن را نیز طراحی کرد. همه این امکانات موجب شده تا امروز این پلاگین یکی از بهترین پلاگینهای تخصصی تولید و طراحی صدای Kick محسوب شود و از رقبای خود پیشی بگیرد. هم اکنون می توانید نسخه کامل KICK 2 را با قیمت ۵۸٫۹۷ یورو از وب سایت Sonic Academy خریداری و دانلود نمایید و یا پیش از خرید از نسخه آزمایشی چهارده روزه آن استفاده کنید.

نویسنده:سعیدروشنی

0
دوربین مداربسته خانه هوشمند